چه چیز موجب دورشدن از بنای «سبز» شد؟
البته انقلاب صنعتی با کارخانههای «ضدآتشی» که ماشین آلات جدید و گرانبها را در خود جای میداد. این کارخانهها با سازهای از تیر و ستونهای آهنی بنا شده بودند که با دیوارهایی صلب از سنگ یا آجر احاطه میشدند. از این رو، ارتباط دیرین میان یک مکان، مواد و مصالح موجود در آن، شرایط اقلیمی و شکلِ بنا برای همیشه نادیدهگرفتهشد، به جز در مواردی که به طور خاص تلاشی برای حفظ این رابطه صورت میگرفت. نتایج چنین تلاشهایی را میتوان در نمونههای معدودی چون جنبش «هنر و صنایع» قرن 19 بریتانیا مشاهده کرد.
چند اختراع دیگر «سبززدایی» مضاعف را تشویق کرد:
حمید [ندیمی] مقالۀ «سبزسازی» مرا، که در اصل برای هنگکنگ/ شانگهای تهیه شده بود، در این مجموعه آورده است. شما از این مقاله پی میبرید که موضوعهای مربوط به کنترل محیطی برایم جذاب است. در واقع وقتی هنگکنگ اولین بار دعوتم کرد که آنرا بنویسم تردید داشتم، چون اگرچه موضوع برایم جذاب بود ولی آگاهی و شناخت من از آن اندک بود. آنها در مقابل پاسخ دادند: «کسانی که مینویسند، همه «غرض شخصی» دارند، اما تو نداری. تو بیطرف خواهی بود و به همین دلیل است که میخواهیم از تو دعوت کنیم». واضح بود که نمیتوانستم چنین دعوتی را رد کنم، و این اولین «مقالۀ اینترنتی» من شد. مطالب سردرگم و مغایر با یکدیگر زیاد بود، اما فکر میکنم به نحوی از عهده برآمدم! از زمان انتشار آن مقاله، از من خواسته شده که بازهم دربارۀ این موضوع بنویسم، مانند «معماری زیست محیطی» و مطالبی از این دست؛ یا داوری مقالات برای مجلههایی در این زمینه، که به نظر میآید شمار چشمگیری از آنها با معماری بومی ایران و رویکردهای گوناگون به مسائل محیطی در خرداقلیمهای بسیار متنوع کشور شما مرتبط باشند.
بیشتر آنها توصیفی و به زیبایی به تصویر درآمده بودند، ولی دوستان مهندس و دانشمند من ـ آنان که مجلهها را ویرایش میکنند ـ میگویند که بیشتر ترجیح میدهند اندازهگیریهای جریان هوا و درجۀ حرارت و غیره را ببینند. من متوجه منظور آنها هستم، ولی در توصیفها و تصویرها به حد کافی «قواعد سرانگشتی» مییابم که راهکارهای درخشانی برای آنچه اکنون باید انجام دهیم بهدست دهند.

نظرات () ادامه مطلب لینک مطلب