مقاله سبزساری، نشان می دهد که در معماری مدرن قرن بیستم، اقلیم، به عنوان یک عامل عقلی از تصمیم گیری معماری بطور عمد حذف شده بود: ساختمان اداری از فولاد و شیۀ سبک میس سمبل جهانی
شدن بناهای مسکونی، و همینطور شرکتهای موفق چند ملیتی در قرن بیستم شد. ولی این معماری «مدرن»، با ساختمان سبک و دیوارهای پردهای خود، کاملاً با این معنا که جرم حرارتی سهمی در کنترل اقلیمی دارد در تقابل است. هر مشکل اقلیمی به وسیلۀ تهویۀ مطبوع، با همۀ مسائل عدیدهای که برای سلامتی دارد، حل خواهد شد.
باقی مطلب را در خود کتاب بخوانید...
هرگز نفهمیده
ام که نقاشیهای انتزاعی یا شکل دستگاههای صنعتی به شکل ساختمانها چه ربطی میتوانند یا باید داشته باشند. نقاشیهای موندریان طی زمان ممکن است کثیف شوند یا ترک بخورند؛ به همین دلیل، در گالریها بهدقت نگهداری میشوند؛ چگونه میتوان انتظار داشت که ساختمانهای با سطوح صاف و سفید و حتی تمام شیشهای در هر یک از اقلیمهای دنیا، بدون هزینه
های سنگین نگهداری شوند، باقی بمانند و خراب نشوند؟ تر است؟
در بخشی از مقاله اول کتاب، برادبنت نظر جالبی در مورد نحوه تعامل (/تقابل) معماران مدرن با طبیعت ارائه نموده است:
از زمان روم باستان (زمانی که تیبریوس در تمام طول سال خیار میخواست) این دانش وجود داشته است که از مواد شفافی چون میکا میتوان برای محبوس کردنِ انرژی خورشیدی استفاده کرد، و قطعاً از قرن هفدهم به این سو آشکار بوده است که در اروپای شمالی میتوان پرتقال را در پشت شیشه نیز عملآورد. هرکس، حتی شاید به روش غیراستدلالی، اثر گلخانهای را در مقیاس ساختمانی درک میکند، اما سه نسل از معماران عمر حرفهای خود را وقف مقابله با قوانین سادۀ فیزیکیای کردهاند که باعث این پدیده میشود، که به نظر من، وقتی تنها هدف دستیابی به شفافیتِ بصری باشد، کارِ بیهودهای است...
باقی مطلب را در خود کتاب بخوانید
مقالة «طراحی در معماری: معماری و علوم انسانی» که توسط رابرت ساندرز نگاشته شده، حاوی معرفی اجمالی از محتوای کتاب «طراحی در معماری» است. ویرایش نخست کتاب یادشده، که بیشتر در دسترس است و خلاصه فوق نیز از همین ویرایش تهیه شده است در سال 1977 به چاپ رسید و به تدریج، به عنوان کتاب مرجعی در زمینة مورد بحث منزلت یافت. مؤلف در ویرایش دوم کتاب، که در سال 1988 منتشر شد، فصل کاملی به انتهای آن افزود تا مطالب کتاب را روزامد کند. این کتاب از معدود آثاری است که ماهیت «طراحی» را با نگاهی جامع مورد بحث قرار داده و به لحاظ آموزش طراحی منبعی سودمند است. امید آنکه خلاصة ارائه شده در این مجموعه، پیش درامدی باشد بر ترجمه ویرایش دوم کتاب مهم «طراحی در معماری» به زبان فارسی و نشر آن.
از آنجا که بهرغم سودمندی و اهمیت کتاب فوق، ویرایش تازهای از آن، پس از 1988، به چاپ نرسیده است، نگارنده از برادبنت در یادداشتی سئوال کرد که اگر قرار بود ویرایش سال 2006 کتاب «طراحی در معماری» خود را منتشر کند، تجدید نظرهای احتمالی چه بودند...
باقی مطلب را در خود کتاب بخوانید
مقاله «عناصر معماری و طراحی آنها بهعنوان موضوع مطالعات نشانهشناختی» که یکی از عرصههای تحقیقات و تألیفات برادبنت را به خواننده فارسیزبان معرفی میکند، به چارچوب نظریه نشانهشناسی و ربط آن با معماری پرداخته است. در ارتباط با همین عرصه و در فاصلهای که تدارک این مجموعه در جریان بود، مقاله تازهای با عنوان «معنا، محیط و کارپژوهی» از سوی ایشان برای این نگارنده ارسال شد که ترجمه آن نیز در دستور کار قرار گرفت.
مقاله اخیر، ابتدا در سال 1997 به سومین کنگره ارگونومی آمریکای لاتین در برزیل ارائه شده بود. متن ویرایش بسط یافته و تجدید نظر شده آن در سال 2001، نسخهای است که مبنای ترجمه قرار گرفته است. در آغاز این مقاله، برادبنت نحوه ورود خود را در عرصه تحقیقات میان رشتهای معماری ـ زبانشناسی به اختصار مرور می
جفری برادبنت در سال 1929 در هادرزفیلد انگلستان متولد شد، تحصیلات معماری خود را در دانشگاه منچستر به پایان برد و پس از چند سال کار حرفهای ـ از آنجا که انتخابهای معماری مدرن را «نامطلوب، ناموفق و غیر انسانی» مییافت ـ معتقد شد که بهتر است به عرصة آموزش رود، قدری اندیشه و تأمل کند و آنگاه به حرفه بازگردد از این رو، با ترک حرفه، به تدریس معماری روی آورد و در دانشگاه منچستر و پس از آن در دانشگاههای یورک و شفیلد مشغول تدریس شد. او، هنگام ترک حرفه، به این میاندیشید که در پایان دهة 1950، معماری مصلوب شده است؛ شکلهای هندسی دیکته شده توسط جنبش مدرن رسم معمول آن زمانه شده و حاصل آن مجموعهای از ساختمانهای قوطی شکل شده است که بههیچ وجه افتخاری برای حرفه به شمار نمیآید. در چنین شرایطی بود که احساس کرد میل ندارد او نیز بنایی را پایه نهد، لذا آموزش را به مثابه وسیلهای برای تغییر جوهره طراحی برگزید
ای چون پدیدهای پویا مینگرند که دارای حیات و حرکت و دستخوش دگرگونی و نسبیت است. آموزه مهم دیگر آن است که هر اندیشهای در درون منظومهای از اندیشهها، رفتارها و رویدادها متولد میشود و میبالد و در هندسه همان منظومه است که میتواند معنای درست خود را نمایان سازد. جدا شدن اندیشه از بستر حیات و حرکت خود و پیوند موزون آن با بستری دیگر نیازمند اتکا به عناصر ساختاری مشابه میان آن دو بستر است، تا جدا شدن اندیشه انتقال یافته، در بستر تازة خود بتواند «معنادار شود»، و مهم تر از آن «پویایی و حیات و حرکت خود را پی بگیرد». سفیران چنین انتقال و پیوندی را هوشمندی و ظرافت طبعی لازم است تا حاصل کار نه یک کاریکاتور از اندیشه مادر که پیوندی زنده و با برکت از آن اندیشه بر بدنة بستر جدید شود.
مقاله «چرا واساخت گرایی؟»، برای خواننده ایرانی، بهویژه از آن جهت سودمند بهنظر رسید و در این مجموعه گنجانده شد که برادبنت در این مقاله نگاهی گذرا اما از فاصله نزدیک به مبادی، مبانی و فرایند پیدایش اندیشه واساخت گرایی کرده است. این نوع نگاه، برای جوامعی چون جامعه ما که بیشتر در معرض فراوردة اندیشههای روز قرار میگیرند و اقشار آنها لاجرم موضعی طرفدارانه یا خصمانه ولی کمتر نقادانه میگیرند، نکات آموزندة فراوانی دارد.
توجه به این حقیقت که «واساخت گرایی» نیز همچون هر فرآورده اندیشهای، حاصل سالها تعامل و برخوردِ گاه پر چالشِ اندیشهورزان جوامع خاستگاه خود هستند، این آموزه مهم را به دنبال دارد که غلبه هر موج اندیشهای در هر زمان و زمانه بههیچ وجه به معنای خاموشی اندیشههای رقیب نیست و از همین روست که شهروندان آن جوامع به هر اندیشه
مقاله «سبز سازی معماری» که در ماه می 2004 ارائه شد، به درخواست برگزارکنندگان سمپوزیوم مذکور نگاشته شده و در حقیقت زمینه تازهای در دامنة فعالیتهای پژوهشی برادبنت خلق کرده است. خود وی در بارة علت و انگیزة سفارش این مقاله از سوی برگزارکنندگان چنین مینویسد: سال گذشته در چنین زمانی، در حال تدارک مقالهای بودم که در باره موضوع آن خیلی کم میدانستم، معماری سبز. وقتی این واقعیت را به میزبانان خود در هنگکنگ گفتم پاسخ آنان چنین بود: «به همین دلیل است که میخواهیم شما را دعوت کنیم. بهنظر می
الف) بهعنوان نویسنده اصلی
1973. Design in Architecture. John Wiley, Chichester & New York (504 p.).
New edition 1988, David Fulton; taken over by E & FN Spon, London.
1990. Emerging Concepts in Urban Space Design. Chapman and Hall, London, (380 p.). Paperback reprint 1994 also Taylor & Francis eBook, (2003).
1990. "Deconstruction: A Student Guide" with an Introduction by Glusberg, J. in UIA Journal of Architectural Theory and Criticism; Vol 1, no 2, pp 10-96.
ب) بهعنوان نویسنده همکار یا ویراستار
1969. Design Methods in Architecture, with A. Ward (eds.), Architectural Association Paper, no. 4. Lund Humphries, London.
1980. Signs, Symbols and Architecture; with C. Jencks and R. Bunt (eds.), John Wiley and Sons, Chichester and New York (446 p.).
1980. Meaning and Behaviour in the Built Environment; with T. Llorens, and R. Bunt, (eds.), John Wiley and Sons, Chichester and New York (372 p.).
1992. "Introduction" to The New Free Spirits; with A. Papadakis and M. Toy, Academy Editions, London.
2006. Eco-Architecture, Harmonization between Architecture and Nature; with C.A. Brebbia (eds.), WIT Press, Southampton, Boston (409 p.).
Also introductions to monographs on Tomas Taveira (1990, 1995) and Miguel Angel Roca (1994), Academy Editions, London.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به این نشانی مراجعه نمایید:

با براد بنت درباره معماری، کتابی است که به تازگی بدست انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، به جامعه فرهنگی کشور ارائه شده است. این کتاب، مجموعه ای است از مقالات پروفسور برادبنت که زیر نظر آقای دکتر حمید ندیمی و با همکاری آقای دکتر کیوان جورابچی، خانم دکتر نیلوفر رضوی و خانم مهندس هدیه نوربخش، ترجمه شده و در اختیار خوانندگان فارسی زبان قرار گرفته است. گردآوری مطالب، تدوین و نگارش مقدّمه ای بر کتاب هم بدست اقای دکتر حمید ندیمی انجام پذیرفته است.

نظرات () لینک مطلب