زمانیکه در سال 1988 نمایشگاه موما برگزار شد، جنبش مدرنیسم هنوز فعال و حتی هنوز درحال گسترش بود. اما همین امر در مورد رقبای این جنبش نیز صدق میکرد: پساـ مدرنیسم که در آن طرح و ساختی مدرن با نماهایی به سبک و سیاق صحنههای نمایش پوشانده میشد و به این ترتیب، قواعدی ثانوی با جزئیات معماری کلاسیک، بومی یا دیگر سبکها به هستهای مدرن افزوده میشد (Jencks 1977 و چاپهای بعدی). در عین حال، کلاسیسیسم اصولیتری نیز رواج داشت که در آن فرمهایی باستانی از یونان، روم و رنسانس به شکل صحیح استفاده میشد (Adam 1990،Porphyrios 1991). آن بُعد از مدرنیسم نیز که همچون کانستراکتیویسم شور و اشتیاقی برای ماشینآلات داشت، با معماری «هایتک» تقویت میشد. (Davies 1988) و مینیمالیسم نیز حضور داشت تا انتزاع هندسی را، که خصیصۀ اصلی مدرنیسم بود، به درجات بالاتری از خلوص و سادگی ارتقا دهد (Cerver 1997 و Meyer 2000). و البته دیکانستراکشن نوپا نیز در حال شکلگیری بود
صرفنظر از مینیمالیسم در شکلهای افراطی آن، تمام این مکاتب جدید تلاشهایی بودند برای رهایی از سلطۀ «جعبۀ» بامـ تخت و صافـ وجه (شیشه یا بتنی) جنبش مدرن

نظرات () لینک مطلب