در بخشی از مقاله اول کتاب، برادبنت نظر جالبی در مورد نحوه تعامل (/تقابل) معماران مدرن با طبیعت ارائه نموده است:
از زمان روم باستان (زمانی که تیبریوس در تمام طول سال خیار میخواست) این دانش وجود داشته است که از مواد شفافی چون میکا میتوان برای محبوس کردنِ انرژی خورشیدی استفاده کرد، و قطعاً از قرن هفدهم به این سو آشکار بوده است که در اروپای شمالی میتوان پرتقال را در پشت شیشه نیز عملآورد. هرکس، حتی شاید به روش غیراستدلالی، اثر گلخانهای را در مقیاس ساختمانی درک میکند، اما سه نسل از معماران عمر حرفهای خود را وقف مقابله با قوانین سادۀ فیزیکیای کردهاند که باعث این پدیده میشود، که به نظر من، وقتی تنها هدف دستیابی به شفافیتِ بصری باشد، کارِ بیهودهای است...
باقی مطلب را در خود کتاب بخوانید
نویسنده : مهران نقی زاده ساعت ٧:٥٠ ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/٩/٢۸

نظرات () لینک مطلب